افعال ناقصه
By solaimani سلیمانی - کانون آموزش و سنجش عربی
افعال ناقصه
|
حروفي نظير انْ – لَمْ – في – قبل از اسم و فعل مي آيند و تغييراتي در معني و اعراب كلمه ايجاد مي كنند.
مثال :
يذَهَبُ —> اَنْ + يذهبُ : اَنْ يذْهَبَ
يجلِسُ —> لَمْ + يجلسُ : لم يَجلِسْ
المدرسةُ —> في + المدرسةُ : في المدرسةِ
كان از افعال ناقصه مي باشد كه قبل از جمله مي آيد و آن را به گذشته تبديل مي كند. كان ، معني و اعراب كلمه را تغيير مي دهد.
مثال :
الْجوّ باردٌ . (حال حاضر)
كان + الْجوّ باردٌ :كان الْجوّ بارداً . (ديروز)
|
كان از افعال ناقصه است كه چون بر سر مبتدا و خبر آيد:
|
1. مبتدا به عنوان اسم افعال ناقصه مرفوع مي ماند.
2. خبر به عنوان خبر افعال ناقصه منصوب مي شود.
|
رابطه ي هر يك از افعال ناقصه با اسم خود دقيقاً مانند رابطه ي فعل و فاعل است.
|
اسم افعال ناقصه :
اسم ظاهر : ليس المؤمنُ مُعتدياً .
ضمير بارز : كنتَ نشيطاً في الدرس.
ضمير مستتر : كُنْ (اَنْتَ) صادقاً في عملكَ .
نكته : هر گاه مبتدا ضمير منفصل باشد، براي اينكه اسم افعال ناقصه قرارگيردف بايد فعل را متناسب با آن صيغه آورد.
هُم ناجحونَ : أصبحوا ناجحينَ .
أنتنّ ناجحاتٌ : اصبحتُنّ ناجحاتٍ .
|
انواع خبر افعال ناقصه
|
1 – مفرد : كانَ الفلاحُ واقفاً
2 – جمله : كانَ الفلاحُ يزرعُ الارضَ
3 – شبه جمله كان َ الفلاّحُ في المزرعةِ.
مهمترين فعل هايي كه مانند كان عمل مي كنند و آن ها را «اخوات كان» مي نامند عبارتند از :
«صارَ، ليسَ، أصبَحَ، مادامَ، مازالَ»
مثال :
اَصْبحَ الحوّ بارداً .
اصبحَ التّلميذانِ ناجحينَ.
ليسَ الطالبُ حاضراً .
ليست الطّالباتُ متكاسلاتٍ .
صارتِ الارضُ خضراءَ .
صار المسلمونَ متعدمينَ في العالم .
|
تمرين هاي درس 11:
1 – جواب صحيح را انتخاب كنيد :
الف – الغَدْرُ ليستْ صفةً محمودةً .
ب – ليسَ الغدْرُ صبغةً محمودةً .
|
قسمت ب صحيح است : افعال ناقصه قبل از مبتدا مي آيند.
|
2 – كانت ايامُ الصّيف …. حارّاً – حارّةً – حارّةُ
|
جواب حارةً مي باشد – خبر منصوب است. (به دليل آمدن فعل ناقصه)
ايامُ الصيف حارةً .
|
3 – فعل ناقصه را در جمله زير حذف و تغيير به طور مناسب در اعراب بدهيد.
صارَ البوصيريُّ معروفاً بقصيدتة «البُردة».
|
حذف فعل ناقصه :
البوصيريّ معروفاٌ كه بقيه جمله بدون تغيير است. فقط معروفاٌ چون پس از حذف صار خبر بايستي مرفوع شود.
البوصيريّ معروفاٌ بقصيدته
نكته : خبر كان اگر فعل مضارع باشد معادل ماضي استمراري و هر گاه فعل ماضي باشد، معادل ماضي بعيد زبان فارسي خواهد بود.
|
4 – ترجمه كنيد.
الف – كانَ التلميذُ يقرأُ درسهُ :
ب – كان التّلميذُ قد قرَأَ درسَهُ :
ج – و كانَ يأمُرُ اهلَه با لصّلاةِ و الزّكاةِ .
د – كن سمعاً و لا تكُن مبذّراً و كن مقتصداً و لا تكنْ مقتّراً .
|
قسمت الف : دانش آموز درس خود را مي خواند.
قسمت ب : دانش آموز درس خود را خوانده بود.
قسمت ج : خانواده اش را به نماز و زكات فرمان مي داد.
قسمت د : سخاوتمند باش ولي اسراف كننده نباش – صرفه جو باش ولي خسيس نباش
مقترّاً : خسيس
سمِعَ : سخاوتمند
مُبذّر : اسراف كننده – مسرف
مقتصد : صرفه جو
|
5 – اسم فاعل از ظلم چيست؟
- اسم مفعول از ظلم چيست ؟
- صفت مشبهه خصومة بر وزن فعل چيست؟
|
اسم فاعل از ظلم : ظالم
اسم مفعول ظلم : مظلوم
صفت مشبهه خصومة بر وزن فَعْل : خصم است.
|
6- جاي خالي آيه هاي زير را با فعل مناسب جايگزين نمايند.
1. فاَخذَتْهم الرّجفةُ و ….. في دارهم جاثمين
أصبحوا – ليسو
(النساء 105)
|
1. اَصبَحوا صحيح است. (با توجه به معني) 2. جواب ليس صحيح است. (با توجه به معني)
|
2 . لأ ……الله ُ بأحْكمِ الحاكمينَ . (التين 
ليْس َ – صارَ
|
1. اَصبَحوا صحيح است. (با توجه به معني)
2. جواب ليس صحيح است. (با توجه به معني)
|
This entry was posted on سپتامبر 5, 2007 at 5:50 ق.ظ and is filed under عربی 2. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.