10

اِستَعادَ (يَستَعيد، استعادةً) : بازگردانيدأمارات: نشانه ها

اُمّيّة: بي سوادي

أواصِر: پيوندها «جمع آصِرة»

تَباذُل: در حقّ يكديگر بخشش كردن

تَبجيل: بزرگداشت

تَخَلَّي (يَتَخَلَّي، تَخَلِّياً) : فراغت يافت، رها كرد،‌ترك نمود

تَدابُر: به هم پشت كردن

تَقاطُع: از هم بريدن، پيوند گستن

تَواصُل: به همديگر پيوستن

جيران: همسايگان «جمع جار»

خَضْراوات: سبزيجات

خَلَّي: رها كرد

خُمول: سستي و تنبلي

رَسَبَ (يَرسُب، رُسوباً) : مردود شد

رَضَعَ الرجالُ (يرضَعُ، رَضاعةً) : فرومايه شدند مردان

رَضَعَ اُمَّهُ (يرضَعُ، رَضْعاً) : شيرخورد از مادرش

سَبَقَ (يسبِقُ، سَبقاً) : پيشي گرفت

<شِرار> و <أشرار>: بدكاران «جمع شرّ»

صَلاحُ ذاتِ بَينِكُم: آشتي كردن شما با هم

طِباع: سرشت «جمع طَبْع»

غَرَّ (يغُرُّ، غُروراً) : فريب داد

قويمة: راست و درست، خوش قدّ و بالا

مأتَم: ماتم ، عزا

ناوَلَ (يناوِلُ، مُناوَلَة) : داد

نَظَرَ الإشفاق: نگاه از روي ترحّم

وَفَّي (يوَفِّى، تَوفيةً) : ادا كرد

وَلَّي (يوَلِّى، تَوليةً) : عهده دار كرد

هادِئ: آرام

هَمّ: غم


پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: