معرفه و نکره

 

  نكره

اسم هايي كه بر شخص يا شيء نامشخصي دلالت دارند، نكره مي گوئيم. مثل : كتاب كدام كتاب مشخص نيست.
معرفه :اسم هايي كه بر شخص يا شيء مشخصي دلالت دارند، معرفه مي گوئيم. مثل قرآن مجيد ، مشخص است چه كتابي است.

  مي توان اسم هاي نكره را معرفه نمود – چگونه ؟

اسم هاي نكره با دو واسطه مي توانند معرفه شوند.

1) ال + نكره = معرفه
ال + رجلُ = الرّجلُ
ال + قومٍ = القَوْمِ
اسم معرفه در حالت بالا را، معرف به ال مي گوئيم

2) نكره + معرفه = معرفه ، معرفه
كتابٌ + المعلّم = كتابُ المعلّم
قلمُ + ك = قلمُك
اسم معرفه در اين حالت را معرف به اضافه مي گوييم

اسم هايي مثل علَم – ضمير – اشاره – موصول به خودي خود معرفه و شناخته شده هستند. به اسم هايي كه بر جنس يك شخص يا يك شي دلالت مي كنند در عربي اسم جنس و در فارسي اسم عام گفته مي شود. مانند مرد – زن – كشور – كوه – رود
حال اگر از ميان يك جنس يك فرد يا يك واحد را جدا كنيم و نامي بر او بنهيم اين نام را در عربي اسم علم و در فارسي اسم خاص مي نامند. هر چند افراد متعددي با اين نام خوانده شوند. مانند حسن، زينب ، ايران – البرز، كارون
عَلَم يكي از معارف است.
هر اسمي كه جزء معارف فوق نباشد نكره است – خواه تنوين داشته باشد يا نداشته باشد.  

  تمرين هاي درس سوم
1-اسامي زير را در دو رديف معرفه و نكره قرار دهيد:
قلم – صف – شيراز – القريه – فاطمة – الله – نجف – اهل التقوي – محمدٌ – مدرسة – مكة – مريم – مغفرةٌ – حسي – نهج البلاغه – ايران – يوماً

اسامي نكره : يوماً – مدرسه – قلم – كتاب – شجرة اسامي معرفه : حسين – مغفرةٌ – مريم – مكه – محمدٌ – اهل التقوي – الله – نجف – فاطمه – شيراز – القريه – نهج البلاغه – ايران  

  2 – در جاهاي خالي موصول مناسب را بگذاريد.
المؤمنُ هو …. آمنَ بالله و رسوله (الّذي – اللّتين – الّتي – الّذين)

جواب …….الذي است  

  نكته :

در ترجمه اسم هاي نكره معمولاً از «ي و يك» استفاده مي كنيم.

قراتُ مقالة في مجلّة : مقاله اي را در يك مجلّه خواندم .
مشاراليه هر گاه داراي «ال» باشد، اسم اشاره آ» به صورت مفرد (با صفت اشاره يا اسم اشاره ي فارسي تطابق دارد) ترجمه مي شود هر چند مثني يا جمع باشد :‌
هذا الفّلاحُ ( اين كشاورز ….)
هذانِ الفلاّحان ِ ( اين دو كشاورز….)

مشار اليه هر گاه بدون «ال» باشد اسم اشاره آن عيناً ترجمه مي شود و در اين صورت با ضمير اشاره فارسي مطابقت مي كند:
هذا فلاحٌ :‌اين كشاورز است.
هذانِ فلاحان :‌اين ها دو كشاورزند

مشار اليه هر گاه ، بدون «ال» باشد اسم اشاره آن عيناً ترجمه مي شود و در اين صورت با ضمير اشاره فارسي مطابقت مي كند:
هذا فلاحٌ : اين كشاورز است.
هذان ِ فلاّحان : (اين دو كشاورز)

مشار اليه هر گاه بدون «ال» باشد اسم اشاره آن عيناً ترجمه مي شود و در اين صورت با ضمير اشاره فارسي مطابقت مي كند:
هذا فلاحٌ :‌اين كشاورز است.
هذانِ فلاّحان: اينها دو كشاورزند.  

  3 – با توجه به نكته فوق كدام ترجمه صحيح است؟
هذانِ خصْمانِ اخْتصموا في ربهمْ
اين ها دو گروه دشمن يكديگرند كه درباره پروردگارشان با هم ستيز كردند.
اين، دو گروه دشمن يكديگر هستند كه درباره پروردگارشان با هم ستيز كردند.

اين دو گروه دشمن يكديگر هستند كه درباره پروردگارشان با هم ستيز كردند  

  4 – عبارت زير را به زبان فارسي ترجمه كنيد .
الطّامعُ في وثاقِ الذّلّ.
وثاق ذّلّ = بند ذلت .

جواب : طمع كار در بند ذلت است  

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: